كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

527

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا ببريد اين پيراهن مرا و آن قميص خليل ع بود كه جبرئيل ع در قعر چاه بوى پوشانيد و وحى به دو رسيده بود كه آن را بكنعان فرستد فرمود كه ببريد فَأَلْقُوهُ پس بيفگنيد آن را عَلى وَجْهِ أَبِي بر روى پدر من يَأْتِ بَصِيراً تا بازگردد بينائى او و چشمش به حال اوّل بازرود وَ أْتُونِي و بيائيد شما به من بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ به همه كسان خود از احفاد و خدم آورده‌اند كه يهودا گفت اى يوسف ع پيراهن خون‌آلوده پيش پدر من برده‌ام اين پيراهن به من حواله كن كه ببرم كه شايد فرح اين قميص تدارك خون آن قميص كند يوسف ع پيراهن بوى داده اسباب را به جهت پدر و متعلقان مهيّا ساخته به برادران تسليم كرد يهودا از مصر بيرون آمده همراه برادران متوجه كنعان گشت وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ و آن وقت كه جدا شد يعنى بيرون آمد كاروان از عمارات مصر و به فضاى صحرا رسيد باد صبا از حق سبحانه و تعالى دستورى خواسته بوى پيراهن يوسف ع را بمشام يعقوب رسانيد قالَ أَبُوهُمْ گفت پدر ايشان جمعى را كه حاضر بودند از نبيرگان او إِنِّي لَأَجِدُ به درستى كه من مىيابم رِيحَ يُوسُفَ بوى يوسف ع را لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ اگر شما به نقصان عقل مرا نسبت نكنيد و مگوئيد كه پير شده و بسنّ خرافت رسيده قالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ گفتند آنها كه حاضر بودند به خداى به درستى كه تو هنوز لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ در همان حيرت قديمى در افراط محبّت يوسف ع از بسيارى ذكر او و توقع ملاقات او بعد از چهل سال يا هشتاد سال فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ پس آن هنگام كه آمد مژده‌دهنده يعنى يهودا - آورده‌اند كه يهودا با برادران نه ايستاد و سر و پابرهنه دويدن آغاز كرد تا بكنعان رسيد و نزد پدر آمده أَلْقاهُ بيفگند پيراهن يوسف ع را عَلى وَجْهِهِ بر روى پدر فَارْتَدَّ بَصِيراً پس گشت بينا و به احفاد خود قالَ گفت أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ آيا نمىگفتم شما را إِنِّي أَعْلَمُ آنكه من مىدانم مِنَ اللَّهِ از الهام خداى ما لا تَعْلَمُونَ آنچه شما نمىدانيد و آن حيات يوسف ع بود و پيوستگى ميان من و او - پس تهيه راه نمود و هر كه در ايشان پيوسته بود از ذكور و اناث متوجه شدند و برادران ديگر رسيده بر دست و پاى پدر افتاده قالُوا گفتند يا أَبانَا اى پدر ما اسْتَغْفِرْ لَنا آمرزش طلب براى ما از خداى ذُنُوبَنا گناهان ما را إِنَّا كُنَّا به درستى كه هستيم ما خاطِئِينَ گناهكاران .